معين الدين نطنزى

104

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

نشنود ، فارغ البال عنان‌ريز در كوچه باغ براندند . چون از كمين‌گاه گذشتند آن طالب علم بفرمود تا دست به دهل زده كمان‌داران باريك‌انداز كمين بگشادند و تيربارانى كردند كه باران تير و تگرگ ديمهر در جنب آن به گرد رفت . و قريب دو هزار سوار مغول كه در محوطه‌ها پراكنده شده بودند اكثر مقتول و اغلب مجروح گشته خاسر و خايب هزيمت نمودند ، و به مجرد همان يك ضرب دست [ و ] پاى مقاومتشان نماند و هرچند كه استدعا ساورين و پيشكش نمودند به جائى نرسيد تا همچنان مأيوس و محروم بازگشتند . مولانازاده خبر بشارت اين فتح را به حضرت سلطان غازى عرضه داشت كرد تا حضرتش امير حسين را از آن آواز بطلبيد و به اتفاق به سمرقند آمدند . در روز نزول مولانازاده با توابع [ و ] حواشى استقبال كرد . در حين ملاقات ، امير حسين او را با جميع معاندانش بگرفت و به قتل مثال داد . حضرتش سلطان غازى به انواع حيل مولانازاده را از آن ورطه بازخريد و آزاد كرد ، ديگران طعمهء شمشير سياست شدند . ذكر جلوس كابلشاه خان بن جنكشى مردى ابدال نهاد ، قلندر مزاج ، مليح ، لطيف بود و اشعار او تا امروز شهرتى تمام دارد . امير حسين او را از زمرهء اهل فقر بيرون آورد و به مسند سلطنت بنشاند . مزاج كابلشاه تحمل تعدّى او نمىكرد و در خلا و ملا به نصايح و مواعظ امتناع مىنمود و به جائى نمىرسيد . چون ضديت اين دو مزاج علاج‌پذير نبود حسّاد راه يافته چنان كردند كه امير حسين با او غدر كرد و بىموجبى بكشت . مدت سلطنت او يك سال و چهار ماه بوده . [ ذكر جلوس عادل سلطان ] پسرش عادل سلطان پادشاهى به غايت محتال بود و پيوسته مترصّد آنكه امير حسين را بخرج كند . چون امير حسين به واسطهء قتل كابلشاه بدنام شده بود